تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

455

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

باشد . براى آغاز سلطنت خسرو اول شاهدى نيز از نويسندگان ارمنى داريم و موردتمان در گاه‌شمارى ساسانيان ص 18 آن را ذكر كرده است : به موجب آن دوم فوريهء سال هفتم سلطنت يوستين دوم ( آغاز آن چهاردهم نوامبر 571 م ) در سال چهل و يكم سلطنت خسرو اول بوده است « 1 » . بنا به گفته يوحنّاى افسوسى ( ص 393 ) خسرو اوّل پس از 48 سال سلطنت در سال 890 سلوكى ( آغاز آن اوّل اكتبر 578 مسيحى ) وفات يافته است . بنا به گفتهء ثئوفيلاكتوس ( ص 3 س 16 ) مرگ او در آغاز بهار سال 579 مسيحى بوده است ؛ امّا مناندر پروتكتور گفته است ( فصل 55 ) كه اين حادثه در زمستان اتّفاق افتاد ؛ ولى واضح است كه از اين چهل و هشت سال سلطنت كه بيشتر تاريخ‌نويسان براى او ذكر كرده‌اند ، سال چهل و هشتم يا سال آخر ، سال تمام نبوده است . امّا او سال چهل و هشتم سلطنت خود را آغاز كرده بود و اين مطلب از سكّه‌هائى كه تا سال چهل و هشتم سلطنت او را نشان مىدهند معلوم مىگردد . امّا رقم چهل و هفت كه الياس و هشام ذكر كرده‌اند دقيق‌تر است . اجزاى سال آخر سلطنت او كه وى در آن زنده بوده است بنا به گفتهء ابن المقفّع و فهرستهاى بيرونى ( ص 122 و 127 « 2 » ) هفت ماه و يا شش ماه بوده است يعنى مدت سلطنت او چهل و هفت سال و هفت ماه يا شش ماه بوده است . اين اجزاء از آغاز روز نوروز ايرانى يعنى سىام ژوئن 578 مسيحى تا حدود آغاز فوريه 579 مسيحى بوده است و اين مطلب با گفته‌هاى ثئوفيلاكتوس و مناندر مطابق است .

--> ( 1 ) - يك تطبيق صحيح كه از روى محاسبه حاصل شده است در نوشتهء يك عرب مسيحى ديده مىشود ( السّمعانى ج 2 ص 412 ) . به موجب آن آغاز ايام صيام سال 863 سلوكى ( 552 م ) مطابق مىشود با سال بيست و يكم سلطنت خسرو اوّل ؛ در آنجا يك تطبيق غلط هم ديده مىشود . يكشنبهء نخل سال 846 سلوكى ( 535 م ) مطابق مىشود با سال ششم سلطنت خسرو اوّل . ( 2 ) - از روى تصحيح ضرورى از روى نسخه‌بدل .